الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

125

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

و اقرار مىكنند . بنابراين ، حتى به فرض جايز بودن كشف ، هيچ‌گونه مزيّت و سود و بهرهء قابل اعتنايى براى آن‌ها باقى نمىماند . با اين‌كه در روايات و احاديث در خصوص عدم جواز اخذ علم و دانش از غير پيامبر و امام عليهما السّلام ، از مرز تواتر فراتر رفته و طريق دريافت علوم ، منحصر به آن بزرگواران است . به‌هرحال ، احاديثى كه بدان اشاره شد در كتاب شريف اصول كافى « كتاب العقل » و « كتاب الحجة » و « كتاب العلم » و ديگر ابواب وجود دارد و بيان تمام رواياتى كه به آن‌ها اشاره‌اى گذرا داشتيم در اين‌جا نمىگنجد . 10 - نظير اين كشف بلكه فراتر و بزرگتر از آن براى كفّار و جن‌زدگان حاصل مىشود . بنابراين ، چه فضيلتى در كشف است و اهل كشف از چه مزيّتى برخوردارند ؟ در مورد كفّار هند و ديگران همه جا رايج است كه نظير اين كشف برايشان حاصل مىشود بلكه هم اينان و امثالشان اختراع‌كنندهء اين رياضت‌ها بوده‌اند ولى در دين ، چنين چيزى وارد نشده است . مانند اين كشف در موارد بسيارى براى جن‌زدگان كشف مىشود چنان‌كه اين امر از آنان مشاهده شده و از خبرهاى غيبى كه مىدهند و موافق درمىآيد ، نيز شنيده شده است بدين ترتيب ، آن‌جا كه كفر و جنون باهم درآميزند ، كدام فضيلت را مىتوان يافت ؟ ! ولى [ متأسفانه ] اين قضيّه براى بيشتر آنان قابل درك نيست . البته بعيد به نظر نمىرسد كه شياطين و اجنّه برايشان ظاهر شوند و به برخى از آن‌چه مىدانند ، با آنان سخن بگويند زيرا شيطان و جنيّان نزد اهل تسخير و رياضت ، گرد مىآيند و به شكل انسان ظاهر مىشوند چنان‌كه شياطين به درون بت‌ها وارد مىشدند و بت‌پرستان را از هرچه مىپرسيدند آگاه مىساختند و اين كار به مراتب فراتر از موضوعى است كه صوفيان مدّعى آن‌اند . بنابراين ، چگونه مىتوان به كارهايى از اين قبيل اطمينان و اعتماد حاصل كرد ؟ در زمان‌هاى نه چندان دور از مردى حكايت شده كه اشيائى از اين قبيل بلكه بسيار روشن‌تر از آن‌چه را صوفيان ادعا مىكنند ، آشكار مىساخته است و سپس مشخص شده او با شيطانى در ارتباط بوده كه وى را از آن امور آگاه مىساخته و خبرها و نامه‌ها و پاسخ‌ها را از مسافت‌هاى دو ماه راه ، در يك روز براى وى مىرسانده و آن مرد نيز براى آن شيطان سجده به جا مىآورده است . موضوع ياد شده را پسر اين فرد پس از مرگ پدر خود از او نقل كرده و بعيد نيست كه هرچند با خوردن برخى ادويه برايشان تغيير و دگرگونى مزاجى حاصل گشته كه به اين